تبليغاتX
باران
باران
چهارشنبه هفدهم بهمن 1386
فصل نو

این مدت یعنی دقیق اگه بخوام بگم از 13 دی ماه فصل جدیدی تو کتاب زندگی من شروع شده ...

 
یه فصل سرنوشت ساز... نمیدونم در آینده که به این دفتر نگاه خواهم کرد چی پیش خواهد آمد ولی امیدوارم که بعدا هم همین احساس الان و حتی بهتر از این رو داشته باشم و از مهمترین انتخاب زندگیم تا لحظه ای که زنده ام راضی باشم ... البته نه فقط من بلکه هر دومون

+ نوشته شده در 22:13 توسط .
شنبه یکم دی 1386
یلدا
      با وجود دوقلوها ، نیکی و نوشین عزیزم شب یلدای خوبی داشتیم .. خدا رو شکر ... روی هم رفته روز خوبی بود ... از جمعه به مکتب رفتن من ( آخه تا ظهر سر کار بودم !! ) تا چرت قیلوله ! و خرید شب یلدا با مامان و شب هم که بچه ها اومدن و دور هم بودیم گر چه جای بقیه خیلی خالی بود و من از همیشه براشون دلتنگ تر اما همین که سلامت هستند جای شکرش باقیه ....
    الان تو اخبار یه گزارش نشون داد از گزارشگر محبوب من مرآتی که شب یلدا رو با بچه های بهزیستی سپری کرد .. بچه هایی مثل یه دسته گل که تک و تنها و بدون هیچ سرپرستی اونجا مونده بودند و هیچ کدوم به یاد نداشتن که تو عمرشون شب یلدایی داشته باشن ... خیلی گریه کردم نه به حال اونا بلکه به حال خودم که چقدر غافلم از دنیای بیرون و آدم هایی که نیاز به محبت و کمک دارن ... باید یه کاری کرد اما نمیدونم چطور !!!
     آخر شب با مامان و نیکی یاد فال حافظ افتادیم ... مامان که یه فال توپ براش اومد :
گفتم غم تو دارم گفتا غمت سر آید ........
برای منم این شعر اومد :
آن سفر کرده که صدقافله دل همره اوست
هر کجا هست خدایا به سلامت دارش ...آمین :)
+ نوشته شده در 14:53 توسط .
جمعه بیست و سوم آذر 1386

به خاطر تو

به جان ميکوشم تا یادگارهایم را گم نکنم .
نمی گويم دوست ات دارم.يا عشقت را به بار نشانده ام.
خورشيد پشت پنجره پيدا می شود
زندگی با صدايی به دلپذيري نهر کوچکی مرا به خود ميخواند
 زيبا يی ات در همه ی مکا ن هاست
در همه ی ز مان هايی که ما ـ با هم ـ از دل روزگاران تلخ گلچين کرديم.
ديگر نمی خوا هم به را ه ات بياورم تا اعتنايم کنی
انديشه ای در سرم نيست
نه ديگر نامت را در نيايش هايم فرياد مي کنم.
نه سر آن دارم که بند بر پايت نهم.
تنها به خاطر تو زندگی می کنم
بی سودای اين که لايق اين همه هستی يا نه.

لئونارد کوهن
+ نوشته شده در 21:58 توسط .
سه شنبه بیستم آذر 1386
(((:! I love youuuuuuuuuuuuuuuuuuga

ناماسکا ( یعنی سلام )

امروز بازم کلاس داشتم ... دیگه تقریبا تمام هفته منتظرم که روزای یکشنبه و سه شنبه بیاد که برم یوگا ... گر چه کم کم داره تمریناتش سنگین میشه اما یه دلخوشی دارم و اون اینه که اولا روز به روز بهتر میشم و ثانیا وضعم تو کلاس از خیلی ها بهتره ..هر چند که این چند ساله غفلت باعث شده انعطاف پذیری بدنم تا حد زیادی کم بشه اما اینا مهم نیست ..مهم اینه که دوباره شروع کردم و به امید خدا هم تصمیم دارم که ترکش نکنم...

 امروز تمرینات خیلی خوبی داد . من که واقعا لذت میبرم ... این ورزش آدمو وادار میکنه که به درونت بری و همون مشکلی که قبلا گفته بودم که نمیدونم چطور باید این کارو انجام بدم داره کم کم برام حل میشه ... البته هنوز اول راهم و خدا خودش باید بهم کمک کنه ...

 یه پدیده هست به نام چشم سوم ... تو هر جلسه سعی میکردم که ببینمش اما موفق نمیشدم ... امروز سعی کردم بیشتر تمرکز کنم و بالاخره دیدمش ! خیلی باحاال بود ..یک چشم به رنگ بنفش خیلی خوشرنگ که با دیدنش آرامش عجیبی پیدا کردم .. البته رنگ ها بستگی به درون هر آدمی داره و برای هر کسی رنگ خاص خودشو داره که اونم به این برمیگرده که چه حسی در درونت از همه قوی تر هستش و با کمک تمرینات ذهنی میتونی رنگشو عوض کنی ... خیلی جالبه .. بشر قدرتی مافوق تصورات ما داره که اگه بتونی بهش مسلط بشی و اون اقتدار واقعی جسم و روحتو پیدا کنی همه کار میتونی انجام بدی ....

 

 یه سری جملات انرژی بخش هست  که میخوام اینجا بیارمش ... امیدوارم شما هم خوشتون بیاد :

من به بهترین شیوه ها ، فکر و روح خود را مدیریت و هدایت میکنم .

من انسانی آرام ، با نشاط و سرزنده ام.

من همواره در شادمانی و عشق زندگی میکنم ، عاشقم و عشق میافرینم .

من به آینده زیبائی که در انتظارم است ایمان دارم .

همواره به قدرت لایزال الهی توکل میکنم و به لطف او در امانم .

همواره بر ضمیر ناخودآگاه خود نقش شادی و امید مینشانم .

من تمام خستگی ها و ناکامی ها و ناامیدی های گذشته ام را رها میکنم و افکار جدید من شگفت انگیز و پرثمرند..

من اکنون لبریز از احساس بخشش و گذشت نسبت به خودم و دیگران هستم و دیگر به خاطر اشتباهات گذشته خود را سرزنش نمیکنم .


 

 

 
+ نوشته شده در 14:20 توسط .
جمعه شانزدهم آذر 1386
هر روز صبح یك دقیقه وقت برای خودتان كنار بگذارید؛

بنشینید و فكر كنید:
 
 
 
امروز را از افسوس های گذشته و دلواپسی های آینده پاك كنید.
 
 
 
 
یك دقیقه وقت بگذارید
و نگذارید كه چیزهای كوچك شادمانی شما ر ا بر هم بزند.
 
 
 
یك دقیقه وقت بگذارید
و اثرات حرف های غیر منصفانه را از بین ببرید.
 
 
 
یك دقیقه وقت بگذارید
تا از افكار منفی خلاص شوید.
 
 
 
یك دقیقه وقت بگذارید
و تجربه ای لذت بخش را به خاطر بیاورید.
 
 
 
یك دقیقه وقت بگذارید
تا به تمدد اعصاب بپردازید.
 
 
 
یك دقیقه وقت بگذارید
و تصمیم بگیرید كه از هیچ كس انتظار تشكر نداشته باشید
 
 
 
یك دقیقه وقت بگذارید
و بر آن شوید كه اجازه ندهید كسی در شما احساس حقارت به وجود بیاورد
 
 
 
و بالأخره آخرین دقیقه روز خود را به این اختصاص دهیدكه تصمیم بگیرید به هیچ وجه در مورد آنچه دیگران ممكن است درباره شما بگویند یا فكر كنند نگران نباشید.
+ نوشته شده در 22:33 توسط .
جمعه شانزدهم آذر 1386
با وجودی که من از بارون خوشم میاد ولی جمعه های بارانی رو اصلا دوست ندارم.... هوای ابری و گرفته .. زمین خیس و باد پائیزی که آدم جرات نمیکنه پاشو از خونه بیرون بذاره و روز جمعه ای حبست میکنه تو خونه که مجبور شی تو خونه هی دور خودت بچرخی ... حتی روز جهانی کودک و تلویزیون هم نمیتونه خوشحالت کنه !!! یکی از دوستام که همیشه کاراش عجیبه و به زور باید جواب اس ام اس ازش بگیری امروز اول صبح برام اس ام اس زده و روز جهانی کودک و تلویزیونو بهم تبریک گفته !!!!!:)))) خلاصه در کف مطلق به سر میبرم ... خدا کنه یه اتفاق خوب بیفته یه کم حالم بهتر شه ... تا ببینیم...


وای باران
باران
شیشه پنجره را باران شست
از دل من اما
چه کسی نقش تو را خواهد شست ؟؟ها ملوس جان؟؟ چه کسی خواهد شست ؟


پ ن : کاش همه آرزوهام انقدر زود برآورده میشد... الهام جون بهم زنگ زد و منو دعوت کرد عصری رفتم خونشون ... خیلی هم خوش گذشت :)
+ نوشته شده در 12:9 توسط .
سه شنبه ششم آذر 1386
عصر عالی متعالی :)
      دیگه میتونین منو یوگی جون صدا کنین. آخه من همین امروز رفتم اولین جلسه کلاس یوگا!!! .... خیلی باحال بود و نشاط انگیزناک!! گر چه الان همه استخونام به قرچ و قروچ افتاده ( در اثر کهولت سن و ورزش نکردن :)))!!! ) اما فکر کنم یکی دو جلسه دیگه برم همه چی روبراه بشه ...

     این تمرینات فیزیکی و ذهنی رو نمیدونم کیا نشستن واسه اولین بار اختراع کردن ولی هر چی که هست جالبه ... یعنی من فکر میکنم بر طبق همون اصل روانشناسی که میگن تلقین به هر چیزی در نهایت به وقوع اون چیز منجر میشه میتونه سرمنشا برطرف کردن خیلی از مشکلات جسمی و روحی باشه ... همین لباس یکدست سفید وقتی تو یه جمع چند نفری قرار میگیری چقدر باعث آرامش اعصاب آدم میشه ..

    این همه تو دین ما سفارش به رنگ های سفید و روشن شده در حالی که همه لباسای ما ایرانیا شده مشکی و طوسی و رنگ های تیره!!! اصلا آدم دلش میگیره با این رنگ ها.. نگاه میکنی میبینی چقدر از مراقبه ها و حرکات این ورزش شبیه عبادات ماست . مربیمون میگفت که یکی از سیکل های خیلی معروفش هست به نام سلام بر خورشیدکه عینا مثل حرکات نماز میمونه...

   میخوام به همه دوستام توصیه کنم که این ورزش ( یا به قول مربیمون تمرینات ذهنی ) رو برن دنبالش که به نظرم خیلی خوب و مفیده هم برای جسم و هم برای روح...

راستی ! به جای واژه نامناسب خسته نباشید از به بعد بگوئید: شاداب باشید یا پرتوان باشید

+ نوشته شده در 19:26 توسط .
دوشنبه پنجم آذر 1386
حوصله ام عججججججییییییییییییییییببببببببببببببببببببببب سر رفتهههههههههههههههههههههه!! این شبای پائیزی چرا انقده طولانیه تموم نمیشهههههههههههه...شام میخوری تلویزیون میبینی میای یه ساعت تو نت علافففففف میشی و کلی کارای دیگه     تازه نگاه میکنی میبینی هنوز ساعت 9:30 نشدهههههههههههههههه!!! خدااااااااااا
+ نوشته شده در 22:17 توسط .
شنبه سوم آذر 1386
لغت نامه مهندسين در جلسات كارفرما

اینم یه شوخی با حرفه شریف !!! مهندسی


1- اين بستگى دارد به ...... يعنى: جواب سوال شما را نمى دانم! 

2- اين موضوع پس از روزها تحقيق و بررسى فهميده شد. يعنى: اين موضوع را بطور تصادفى فهميدم!

3- نحوه عمل دستگاه بسيار جالب است. يعنى: دستگاه كار مى كند و اين براى ما تعجب انگيز است!

4- كاملا انجام شده يعنى: راجع به 10 درصد كار تنها برنامه ريزى شده !

5- ما تصحيحاتى روى سيستم انجام داديم تا آن را ارتقا دهيم. يعنى: تمام طراحى ما اشتباه بوده و ما از اول شروع كرده ايم!

6- پروژه بدليل بعضى مشكلات ديده نشده، كمى از برنامه ريزى عقب است. يعنى: تاكنون روى پروژه ديگرى كار مى كرديم!

7- ما پيشگويى مى كنيم..... يعنى: 90 درصد احتمال خطا مى رود! 

8- اين موضوع در مدارك علمى تعريف نشده. يعنى: تاكنون كسى از اعضا تيم پروژه به اين موضوع فكر نكرده است!

9- پروژه طورى طراحى شده كه كاملا سيستم بدون نقص كار مى كند. يعنى: هرگونه مشكلات بعدى ناشى از عملكرد غلط اپراتورها ست!

10- تمام انتخاب اوليه به كنار گذاشته شد. يعنى: تنها فردى كه اين موضوع را مى فهميد از تيم خارج شده است!
+ نوشته شده در 13:56 توسط .
دوشنبه بیست و هشتم آبان 1386
تو را به جای همه ی کسانی که نشناخته ام دوست میدارم
تو را به جای همه ی روزگارانی که نمی زیسته ام دوست میدارم
تو را به خاطر عطر نان گرم .
تو را به خاطر برفی که اب میشود. دوست میدارم
تو را به خاطر اولین گناه .
تو را به خاطر دوست داشتن دوست میدارم
تو را به جای تمام کسانی که دوست نمیدارم دوست میدارم....
+ نوشته شده در 23:31 توسط .